تبليغاتX
آهنگ تقدیر

آهنگ تقدیر

فقط برای تووووو

 

شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد .بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت میکارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارمر .

هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند .

 

آرزویم اینست ... نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد... نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز... و به اندازه هر روز تو عاشق باشی عاشق آنکه تو را می خواهد و به لبخند تو از خویش رها می گردد و تو را دوست بدارد به همان اندازه

 

 تا حالا كفشاتو نگاه كردی؟؟؟!!!
دو تا عاشق:دو تا همراه كه بی هم میمیرن, با هم خاكی میشن , بدون هم زیر بارون نمیرن , كاش آدما هم یكم از كفشاشون یاد بگیرن.

 

كاش در دهكده عشق فراوانی بود
توی بازار صداقت كمی ارزانی بود
كاش اگر گاه به هم كمی لطف میكردیم
مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود

 

بارون نباش كه با التماس خودت رو به شیشه بكوبی ... ابر باش كه همه منت باریدن تو رو بكشن

 

نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 13:19 توسط سیمین| |
 

سلام دوستان

 

نسیم جون لطف کرد وب رو به من داد . من سیمین

 

نویسنده ی جدید وب هستم.امید وارم بتونم همانند 

 

مدیران قبلی  این وب رو  به خوبی اداره کنم .

                                       

                              دوستدار شما سیمین

نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 10:13 توسط سیمین| |

نگاه تو

این نگاهی که آفتاب صفت
گرم و هستی ده و دل افروزست
باز در عین حال چون مهتاب
دلفریب و عمیق و مرموزست
لیک با این همه دل انگیزی
همچو تیز از چه روی دلدوزست ؟
با چنان دلکشی که می دانم
 از نگاهت چرا گریزانم ؟
چشم های سیاه چون شب تو
بی خبر از همه جهانم کرد
 حال گمگشتگان به شب دانی ؟
 چشم های تو آن چنانم کرد
محو و سرگشته ی نگاه تو ام
 این نگاهی که ناتوانم کرد
ناچشیده شراب مست شدم
 بی خبر از هر آنچه هست شدم
چون زبان عاجز ایدت ز کلام
نگه از دیده ی سیاه کنی
رازهای نهان مستی و عشق
 آشکارا به یک نگاه کنی
لب ببند از سخن که می ترسم
وقت گفتار اشتباه کنی
 کی زبان تو این توان دارد ؟
چشم مست تو صد زبان دارد

نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 14:8 توسط سیمین| |
الا ای چاه یارم را گرفتند گلم
 عمرم ، بهارم را گرفتند
میان كوچه ها با ضرب سیلی
 همه دارو ندارم را گرفتن
 
نوشته شده در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 18:34 توسط سیمین| |

چشمای من میل به گریه داره

دل نمی دونی که چه حالی داره

غصه به جز گریه دوا نداره خدا نداره

هر چی تو دنیا غمه مال منه

روزی هزار بار دل من می شکنه

دل دیگه اون طاقتارو نداره خدا نداره

پشت سر هم داره بد می یاره

از در و دیوار واسه دل می باره

زندگی آی زندگی خسته ام خسته ام

گوشه زندون غم دست و پا بسته ام

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 18:50 توسط سیمین| |
سلام دوستان
اين وبلاگ به زودي تعطيل مي شود.
نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 22:42 توسط سیمین| |
گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید گفتمش تصویری از لیلا و مجنون را بکش عکس حیدر در کنار حضرت زهرا کشید گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن در بیابان بلا تصویری از سقا کشید گفتمش سختی و درد و آه گشته حاصلم گریه کرد آهی کشید و زینب کبری کشید
نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 14:30 توسط سیمین| |
دلم نیومد داغ عشق    تو قلب تو خونه کنه
معبد آرزوهاتو              یک شبه ویرونه کنه
دلم نیومد مثه تو         حریم عشقو بشکنم
تنها بذارمت عزیز         حرف از تلافی بزنم
گذشتم از غربتی که     همیشه سایه منه
از خاطرات تلخی که      قلبم و ساده میشکنه
گذشتم از هر چی که بود   چشمامو بستم رو گنات
با اینکه تو غرورمو         راحت گذاشتی زیر پات
بخشیدمت تا بدونی     هنوز یکی دوست داره
هنوز یکی هست که بخواد  سر روی شونت بذاره
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 10:32 توسط سیمین| |

دوستت داشتم اما از من دل بریدی

وقتی که رفتی شب گریه هامو ندیدی

پیش خودم گفتم می مونی با من همیشه

اما پیشم نموندی چی جوری آخه باورم شه؟

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 10:55 توسط سیمین| |
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 10:46 توسط سیمین| |
آروم آروم دارم از یادت میرم
عشق من کاری کن دارم از دست میرم
من هنوز حاضرم واسه تو بمیرم
آخه به عشقت اسیرم
کاش میشد یه دفعه
فقط یه دفعه بگی دوستم داری       ازت چی کم میشه
سرتو رو شونم حس کنم
                               یه دفعه    یه دفعه
بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 10:10 توسط سیمین| |
دوستای خوبم سلام
امروز میخوام اولین مطلبم رو بنویسم .
از دوستای خوبم لیلی و مجنون هم ممنونم .امیدوارم بتونم جای خالیشونو پر کنم.

دوستتون دارم
نسیم

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 10:2 توسط سیمین| |
دوستان خوبم برای همیشه بای

امیدوارم جای خالی  ما رو نسیم بتونه پر کنه.

ماچچچچچچچچچچچچچچچچچ بای

نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 11:44 توسط سیمین| |
سلام دوستان
این وبلاگ به دوست خوبمون نسیم واگذار میشه .
در طی ازدواج من و مجنونم وقت سر خاروندنم نداریم .برای همین وبلاگ رو هدیه میدیم به نسیم جان .

دوستتون دارم برای همیشه.

 دوستدارتون لیلی و مجنون
بای بای

نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 11:35 توسط سیمین| |
طلوع خورشید امامت و ولایت در آسمان غدیر خم بر

محبین مولای متقیان حضرت علی ابن ابیطالب (ع)

مبــــــــــــارک باد.

خدا هر دم ز شیعه دستگیر است
شب عشق و شب خیر کثیر است
همه عالم چراغان گشته امشب
چرا که چون شب عید غدیر است

عشق با حیدر تجلی می کند
زیرو رو سیمای لیلی میکند
عشق او در دل چه شیدایی کند
صد زلیخا را زلیخایی کند

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 11:22 توسط سیمین| |